• یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸
  • الاحد ٢٠ ربیع الاول ١٤٤١
  • Sunday, November 17, 2019
  • "معتبرترین مرجع علمی، پژوهشی، آموزشی، اطلاعاتی، تحلیلی و راهبردی در حوزه حوادث، بلایا، بحران و ریسک"‌
صفحه اصلی
باشگاه متخصصین
تقویم حوادث و بلایا
گردشگری مجازی rss
کد مطلب :   494 تاریخ انتشار: 
چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶
- 21:30 تاریخ آخرین ویرایش :
  1396/03/31
بازدید:   166  
 
مدیریت حوادث و بلایای طبیعی از نگاهی دیگر- کشورهایی که آسیب‌پذیری و تاب‌آوری بالا دارند، خودساخته‌ اند- نتایج مثبت بلایای طبیعی!
مدیریت حوادث و بلایای طبیعی از نگاهی دیگر- کشورهایی که آسیب‌پذیری و تاب‌آوری بالا دارند، خودساخته‌ اند- نتایج مثبت بلایای طبیعی!
دکتر بشیری: کشورهایی که آسیب‌پذیری پایینی دارند، تجربه کافی برای برخورد با مخاطرات احتمالی به دست نمی‌آورند در حالیکه کشورهایی که آسیب‌پذیری و تاب‌آوری بالا دارند، خودساخته‌ خواهند شد.

منبع: روزنامه اطلاعات- خرداد ۱۳96

وقتی مصیبت ناگاه بر سرمان فرود می‌آید، کنترل‌زندگی را از دست می‌دهیم , ممکن است چنان آشفته ‌شویم که خیال ‌کنیم دیگر نمی‌توانیم زیر بار مصیبت، کمر راست کنیم. حوادث و بلایای طبیعی، با تکثیر این آشفتگی در مقیاس یک جامعه و یک ملت، می‌تواند آن را به یک بحران تبدیل کند. اینجاست که اهمیت آمادگی‌های پیش از بحران، مدیریت در زمان وقوع بحران و توانایی مقابله با آسیب‌های به جامانده از بحران، به یکی از دغدغه‌های دولت‌ها تبدیل می‌شود.

جامعه تاب‌آور
به گفته دکتر سعید بشیری، تاب‌آوری از مهم‌ترین موضوع‌ها برای رسیدن به توسعه پایدار است. تاب‌آوری باعث پویا بودن واکنش جامعه در برابر مخاطرات می‌شود و در نتیجه نوعی آینده‌نگری است.‏
او می‌گوید: اجتماع تاب‌آور آن است که توانایی تحمل شوک‌ها و ضربه‌های ناشی از خطر را دارد، به گونه‌ای که آن خطر تبدیل به بحران نشود. در عین حال، تاب‌آوری به معنای توانایی یا ظرفیت برگشت به حالت عادی در حین بحران و امکان تغییر و سازگاری‌های پس از بحران است‏‎.‎
دکتر بشیری همچنین می‌گوید: تصور جامعه تاب‌آور در برابر بحران‌ها، یک ایده‌آل است، یعنی هیچ جامعه‌ای هرگز نمی‌تواند به طور کامل از مخاطرات طبیعی وانسانی ایمن باشد‎.‎
کشورهایی که آسیب‌پذیری بالا و تاب‌آوری پایین داشته باشند، بدترین کشورها به لحاظ مدیریت بحران هستند و متقابلاً، کشورهایی که آسیب‌پذیری پایین و تاب‌آوری بالا داشته باشند، بهترین مدیریت بحران را دارند. کشورهایی که آسیب‌پذیری پایینی دارند، تجربه کافی برای برخورد با مخاطرات احتمالی به دست نمی‌آورند و بالاخره کشورهایی که آسیب‌پذیری و تاب‌آوری بالا دارند، خودساخته‌اند‎.‎
زمان طلایی امداد و نجات
تاب‌آوری و رویارویی با پیامدهای یک بحران، بستگی بسیار به رویکرد جامعه در زمان‌های پیش از حادثه و به هنگام وقوع آن دارد. جامعه‌ای که بدون برنامه‌ریزی‌ و آمادگی‌های قبلی، با یک بلای طبیعی یا سانحه‌ای که مقصرش انسان است مواجه شود، نمی‌تواند آن را به‌خوبی مدیریت کند و حتی ممکن است به ابعاد حادثه دامن بزند. در چنین جامعه‌ای، بعد از بروز هر حادثه، مردم به جای کمک‌های سریع و موثر به آسیب‌دیدگان، به دنبال مقصر حادثه می‌گردند و با واکنش‌های تُند و احساسی، بر زخم آنها نمک می‌پاشند که باعث می‌شود زمان طلایی امداد و نجات از دست برود که احتمال بالا رفتن آمار قربانیان را به دنبال دارد.
از طرفی مردم به دنبال اخبار و آمار درست و واقعی مربوط به سانحه هستند که باید به نیاز آنها پاسخ مناسبی داده‌شود؛ وگرنه شایعات راه خود را بیش از پیش باز می‌کنند و اوضاع آشفته‌تر می‌شود.
عباس استادتقی‌زاده ـ دکترای تخصصی سلامت در حوادث و بلایا، با اشاره به این که نقد حادثه باید قبل یا بعد از وقوع آن انجام شود، نه در حین ایجاد حادثه، می‌گوید: به هنگام بروز بلایا و سوانح، عطش تبادل اطلاعات به شدت افزایش می‌یابد، ولی متأسفانه مدیریت بحران این موضوع را در نظر نمی‌گیرد‎.‎
وی می‌افزاید: اهداف ارتباط، تسهیل تصمیم‌گیری مدیران و ارائه اطلاعات درست به شهروندان است و یکی از وظایف ذاتی فرماندهان مدیریت حوادث، توجه به موضوع ارتباطات خطر و برقراری ارتباط با رسانه‌هاست که معمولا مورد غفلت قرار می‌گیرد. در این مورد، ۳ نوع رویکرد متفاوت را می‌توان در پیش گرفت؛ «رویکرد اطلاع‌رسانی»، که مفید و لازم است، اما کافی نیست و به تنهایی به اهداف ارتباطات خطر چندان کمک نمی‌کند. «رویکرد آموزشی» به تحقق هدف دوم (ارائه اطلاعات به شهروندان) کمک می‌کند که لازم است، اما کافی نیست. داشتن رویکرد‌ سوم یا «رویکرد ‏‎‌‎ارتباطی»، به هر
۲ هدف اول و دوم کمک می‌کند و در آن، رسانه بخشی از سامانه فرماندهی حادثه محسوب می‌شود‎.‎
آموزش راهکارهای پیشگیری از بحران
دکتر محمدعلی حسینی در هشتمین کنگره بین المللی سلامت در حوادث و بلایا به نیابت از دکتر بهناز حبیب خدا و در توضیح مراحل پیش، حین و بعد از حادثه می‌گوید: قبل از وقوع حوادث می‌توان برای مواجهه با بحران، به شهروندان آموزش داد. آموزش راهکارهای پیشگیری از بحران در کنار تهیه قوانین لازم برای مقابله با بحران، که رسانه می‌تواند حساسیت مسئولان را نسبت به آنها جلب کند، نظارت بر مراکز مدیریت بحران و میزان آمادگی آنها، پیگیری وعده‌های داده شده توسط مسئولان و مدیران بحران و نظارت بر مواضع آسیب‌پذیر در بحران‌ها، می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد‏‎.‎
در حین حادثه نیز اقداماتی لازم است، از جمله اعلام خطر و تخلیه محیط، اطلاع‌رسانی‌های آنی درباره پراکندگی خسارات جانی و مالی، اطلاع‌رسانی درباره امکانات و نحوه استفاده از آنها، نظارت بر توزیع امکانات و امدادها در منطقه آسیب‌دیده، اعلام نیازهای واقعی آسیب‌دیدگان، ترغیب مردم برای ارائه کمک‌های فوری، کمک به ساماندهی و توزیع مناسب کمک‌های مردمی و مقابله با غارت و چپاول اموال آسیب‌دیدگان‏‎.‎
دکتر حسینی با بیان مثالی از حادثه زلزله بم می‌گوید: در آن زمان یکی از همکاران من عده‌ای مددکار را که همگی دخترانی جوان بودند، برای کمک به مناطق زلزله‌زده برد که با مشکلات جدی بهداشتی روبه‌رو شدند‎.‎
در روزهای پس از وقوع حادثه نیز اقداماتی باید انجام بگیرد، از جمله ترغیب مردم برای ادامه دادن به کمک‌های مردمی، نظارت بر تحقق وعده‌های مالی، بررسی پیامدهای نامریی حادثه، تعیین اولویت بازسازی و ساماندهی خسارت‌دیدگان، بررسی نقاط ضعف مدیریت بحران و بازنمایی مصیبت‌های ناگوار برای پیشگیری از وقوع حوادث مشابه‎.‎
درک مشترک سازمان‌ها
مهندس اسماعیل نجار ـ رئیس سازمان مدیریت بحران، با بیان این که باید جامعه را آماده و تاب آور کنیم، می‌گوید: امکانات امدادی ما چندان بد هم نیست. درست است که 5ـ۲۴ فروند بالگرد برای جمعیت هلال احمر خیلی کم است، اما اگر لازم باشد، تمامی بالگردهای متعلق به نیروهای مسلح در اختیار حادثه دیدگان قرار می‌گیرد. باید ابزارها به درستی شناسایی شوند‎.‎
وی می‌افزاید: از آنجا که اولین امدادگران، عضو یا اعضایی از خانواده‌اند که از حادثه جان سالم به در می‌برند، مشارکت دادن مردم و آموزش آنها برای عملیات امداد و نجات، بسیار مهم است‏‎.‎
مهندس نجار همچنین می‌گوید: ما برای رسیدن به هدف آموزش مستمر در تمامی سطوح جامعه، شهر یزد را به عنوان نمونه انتخاب کرده و آموزش‌های گسترده‌ای را در آن شهر آغاز کرده‌ایم تا ظرف ۴ سال آموزش‌های مردمی را در همه شهرها و روستاهای کشور عملی کنیم‏‎.‎
در این میان، هماهنگی سازمان‌های مرتبط با مدیریت بحران نیز اهمیت خاصی دارد.‏
دکتر وحید قنبری می‌گوید: بلایا، فراخوانی برای پاسخگویی‌اند و توانایی بیشتر برای فرماندهی و کنترل، الزاما به معنای توانایی بیشتر برای مشارکت و همکاری نیست. در توفان «کاترینا»، عدم هماهنگی‌ها در پاسخگویی به نیازهای امدادی، ناشی از این بود که قبل از بروز حادثه، سازمان‌های ذی‌ربط برنامه مشترک نداشتند و به همین دلیل درک و اعتماد ناکافی میان سازمان‌ها به وجود آمده‌بود.
وی می‌افزاید: عدم آشنایی سازمان‌ها با شبکه‌های سازمانی منجر به عدم استفاده مناسب از منابع موجود می‌شود. نظام سلامت در مدیریت بلایا نیاز به تقویت هماهنگی و همکاری‌های میان و برون‌سازمانی دارد. به عنوان مثال، گزارش ملی حادثه ساختمان پلاسکو، عدم توجه به اخطارهای صادرشده ناشی از نبود درک مشترک از مشکلات موجود در برنامه‌ها و قانون را نشان می‌دهد‎.‎
بی‌خانمانی ناشی از بلایای طبیعی
یکی از عواملی که باعث بالا رفتن تاب‌آوری یک جامعه پس از بحران می‌شود، بازگشت به شرایط طبیعی زندگی در اسرع وقت است. اگرچه تعداد قربانیان یک سانحه یا بلای طبیعی، خسارتی غیرقابل‌جبران است، اما دست کم باید تلاش کرد تا خسارت‌های مادی که به وجود آمده‌‌است، جبران شود و مهم‌ترین این خسارت‌ها، از میان رفتن خانه و کاشانه افراد حادثه دیده است.
احمد سلطانی ـ دکترای تخصصی سلامت در حوادث و بلایا، با اشاره به این که بی‌خانمانی از جمله خسارات ناشی از حوادث طبیعی و انسان‌ساخت است، می‌گوید: مطابق هرم مازلو، سرپناه و اسکان از اولویت‌های اصلی در زندگی است، و به همین دلیل از دست دادن آن، دشوار و بازگرداندن آن، فرآیندی پرهزینه است‏‎.‎
بازسازی منطقه حادثه‌دیده و خانه‌هایی که از میان رفته‌اند، نیز یک اقدام درازمدت است و با بحث توسعه ارتباط دارد ـ زیرا خانه‌های بازسازی‌شده بعد از زلزله، عموما از استحکام بیشتری برخوردار است‏‎.‎
او می‌افزاید: بعد از بروز سانحه‌ای که منجر به تخریب منازل افراد می‌شود، در بازه‌های زمانی متفاوت، می‌توان مراحل ساخت سرپناه‌های اضطراری، سرپناه‌های موقت و اسکان موقت را طی کرد تا حادثه‌دیدگان دوباره به اسکان دایم برسند‏‎.‎
آنها ابتدا باید سرپناهی داشته باشند تا آنان را از مخاطرات در امان دارد، سپس تأمین حریم‌های خانوادگی و کرامت افراد حکم می‌کند که از سرپناه‌های موقتی برای تأمین حداقل‌های زندگی، برخوردار باشند. مرحله اسکان موقت از چند هفته یا چند ماه بعد از حادثه آغاز می‌شود و تا یکی دو سال ادامه می‌یابد. تفاوت آن با سرپناه هم این است که فرد در ماکت یا مینیاتوری از خانه قبلی خود قرار می‌گیرد. سرویس استحمام او و خانواده‌اش از دیگران جدا می‌شود و امکان تجربه زندگی معمول با خانواده را پیدا می‌کند‎.‎
در واقع مرحله استفاده از سرپناه، تجربه نوعی زندگی اجتماعی و استفاده از امکانات مشترک با دیگران است، اما در اسکان موقت، هر خانواده زندگی روزمره خود را دارد و در نهایت اسکان دایم به کمک خود افراد و جامعه امکان‌پذیر می‌شود‏‎.‎
این مُدل به عنوان استراتژی «اسکان و سرپناه» در ایالات متحده آمریکا مطرح شده است. در کشور ما این ۴ مرحله در ۳ مرحله خلاصه شده که مجموع ۲ مرحله اول را اسکان اضطراری می‌نامند، بعد از آن اسکان موقت و در نهایت مرحله اسکان دائم اتفاق می‌افتد.‏
تفاوت بی‌خانمانی و بی‌ساختمانی‏
به گفته دکتر احمد سلطانی، از نظر شرایط و امکانات رفاهی و آموزشی، بی‌خانمانی با بی‌ساختمانی متفاوت است. این دارنده دکترای تخصصی سلامت در حوادث و بلایا، می‌افزاید: تأمین سرپناه و اسکان شامل مکان‌یابی، معماری و مدیریت احداث است که در این میان باید معیشت خانوار، سلامت، بودجه، الگوی سکونت، فرهنگ و آداب و رسوم، محیط‌زیست، سنت‌های خویشاوندی، سازه و مقاومت بنا در نظر گرفته شود. برنامه&